الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

40

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

معارف الهى ابراز شده است . عارف معروف ، محمود شبسترى در گلشن راز در برابر متمسكان به اين حديث عكس‌العمل نشان مىدهد آن‌جا كه مىگويد : جهان آنِ تو و تو مانده عاجز * ز تو محروم‌تر كس ديده هرگز ؟ ! چو محبوسان به يك منزل نشسته * به دست عجز پاى خويش بسته نشستى چون زنان در كوى ادبار * نمىدارى ز جهل خويشتن عار دليران جهان آغشته در خون * تو سر پوشيده ننهى پاى بيرون ! چه كردى فهم از « دين العجائز » * كه بر خود جهل مىدارى تو جائز ؟ اگر مردى برون آى و نظر كن * هر آنچ آيد به پيشت زان گذر كن مياسا يك زمان اندر مراحل * مشو موقوف همراه رواحل خليل‌آسا برو حق را طلب كن * شبى را روز و روزى را به شب كن برو اندر پى خواجه به اسرا * تفرج كن همه آيات كبرى برون آى از سراى امّ هانى * بگو مطلق حديث « مَن رَآنى » شيخ محمد لاهيجى در شرح گلشن راز جملهء « عليكم بدين العجائز » را توجيه مىكند ، مىگويد : « در جملهء فوق نظر به تعبد و تسليم در فروع است نه در اصول ، مقصود اين است كه هم‌چنان‌كه پيرزنان در اجراى اوامر و فرمان‌ها ، بدون چون و چرا عمل مىكنند شما نيز چنين كنيد ؛ مقصود اين نيست كه سطح افكار و انديشه‌هاى شما در خداشناسى برابر با سطح افكار پيرزنان باشد كه مثلًا خداوند را به‌صورت يك قلمبه نور در بالاى آسمان‌ها تصور مىكنند و به او شكل انسانى مىدهند و خداوند را به همهء چيزهايى كه قرآن او را از آن‌ها تنزيه مىكند توصيف مىكنند [ نقل به مضمون ] . » « 1 » مولوى اين

--> ( 1 ) . نگارنده بر اين باور است كه اين جمله نمىتواند هدف متحجّرين را تأمين كند ، چراكه پيرزن مىگويد : من اگراين چرخ ريسندگى را نچرخانم متوقف خواهد ماند ، اگر براى چرخ عظيم جهان گردانندهء نباشد همه چيز متوقف خواهد ماند ، اين خود يك نوع استدلال است نه تعبد اگر حديث باشد رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىخواهد بفرمايد از پيرزن بىسواد كمتر نباشيد براى اثبات وجود خدا دليل بياوريد . از آن چرخى كه گرداند زن پير * قياس چرخ گردنده از او گير